تبليغاتX
حقيقتِ ساده
حقيقتِ ساده
مهران بقايى
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
لطفا دست از سر كچل داستان بر داريد

 

 

با اين كه اين روزها كمتر فرصتي براي وب گردي دارم اما خبر هاي جالبي !! از گوشه و كنار مي شنوم كه از فرط بيمزگي مثل هندوانه ي فطيري اند كه بعد از دوساعت برق رفتگي از يخچال بيرون بيايد .مثل جشنواره اس ام اسي كه در شهر كوچك انديمشك برگزار شد . وقتي فراخوان اين جشنواره منتشر شد احتمالا كمتر كسي از خود پرسيد كه داستان اس ام اسي چه جور داستاني است ؟ چه ويژگي هايي دارد ؟ آيا منظور همان جوك هايي است كه رد و بدل مي شود ؟ يا قرار است اتفاق ديگري بيفتد ؟ اصلا چطور ممكن است وقتي معياري براي اندازه گيري وجود ندارد جشنواره اي برگزار بشود . گيرم كه چندتا بچه اشتباهي مرتكب بشوند و بخواهند دور هم جمع بشوند و جوك هاي تازه سازشان را براي همديگر بخوانند چرا نويسندگاني مثل جزيني و مير عابديني و آبكنار مي پذيرند كه ....

 البته موضوع سخناني كه هريك از آقايان در انديمشك ايراد كردند يا قصد داشتند ايراد كنند  هيچ ربطي به داستان اس ام اسي نداشت : ريخت شناسي داستانهاي ميني مال / داستان فرم‌گرايي و تجربه‌گرايي در 10 سال اخير /واقعيت و خيال در داستان كوتاه ده سال اخير/ جوهره ي ادبي در داستان كوتاه / راوي موجه در رمان هاي چند سال گذشته

و اين نشان مي دهد كه مدعوين و داوران هم سر درگم بوده اند حال در نظر بگيريد صاحبان چنين مباحثي بخواهند داستاني با قالب اس ام اسي را داوري هم بكنند . بدون شك هيچكدام از داوران ! معياري براي قضاوت نداشته اند. جز حدس و گمان !! البته كالبد شكافي جشنواره هاي داستاني از بعد داوري  در چند سال اخير كارنامه ي خوبي پيش روي ما نمي گزارد ولي اين شكلي هم ديگر نوبر است .

   و باز نكته ي جالب تر در اين بازي اسامي به اصطلاح برگزيدگان!!  است كافي است اين اسامي را با برگزيدگان جشنواره هاي فله اي كه در اين چند سال اخير در هر كوچه پس كوچه اي راه مي افتد كنار هم قرار دهيد : آقاي الف در خرم آباد مسئول جشنواره است آقاي ب از انديمشك برگزيده و برعكس . خانم ج در همدان مسئول جشنواره است آقاي د از اصفهان برنده و برعكس و همه ي آنها دسته جمعي در بانه بعد در تهران بعد در ...   اين يعني بازيچه قرار گرفتن ادبيات داستاني در دست عده اي علاف كه فاقد هرگونه خلاقيت و استعداد هستند . متاسفانه اين گونه بازي هاي جواني جز تقدس زدايي از واژه هايي كه براي هويت بخشيدن به آنها سالها خون جگر خورده شده و داستان نويسان زيادي براي اعتلاي داستان مثله شده اند هيچ عايدي ديگري ندارد كاش آقايان موجهي كه داوري و شركت در اين گردهم نشيني را پذيرفتند اعتبار ادبي خود را خدشه دار نمي كردند و  به جواناني كه همه  چيز را ساندويچي و پيتزايي مي خواهند ياد بدهند كه داستان داستان است نه بازيچه  

+ نوشته شده در 4:7 توسط مهران بقايي.
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده